رابطه ی تکاملی همیشه هم در مورد سکس و یا عشق نیست. وقتی که شما یک مسیر معنوی را طی میکنید، آیا در ارتباط با کسانی که در همان مرحله به لحاظ تکامل فردی/ معنوی که شما هستید نیستند، به مشکل برمیخورید؟ کرگ همیلتون در این مورد، رابطه ها را به دسته عمده تقسیم می کند:

1) کسانی که هیچ علاقهای به تکامل فردی/ معنوی خود و یا شما ندارند

2) کسانی که تکامل فردی/ معنوی کنجکاو هستند اما به اندازه شما به این مسیر معنوی معتقد نیستند

3) افرادی که کاملا نسبت به کارهای خود متعهد هستند و با شما به عنوان یک شریک رشد می یابند (چیزی که کرگ آن را یک رابطه ی تکاملی می نامند)

رابطه های تکاملی

خب یک رابطه ی تکاملی چیست؟ کرگ می گوید یک رابطه ی تکاملی نیازی ندارد که همیشه در مورد عشق و یا سکس باشد. در حقیقت، این بعد می تواند اغلب چیزهای پیچیده را شامل شود.

او می گوید بسیاری از ما این حس را داریم که همیشه یک پتانسیل برای یک ارتباط خاص از روابط انسانی وجود دارد که احتمالا در بردارنده ی سطوح غیر قابل پیش بینی از صمیمیت، آسیب پذیری، تعهد و حاکمیت و شفافیت به ویژه با همدیگر بدون هیچ مرز و یا محدودیتی،  با همدیگر بودن ورای نفس انسانی می باشد.

بسیاری پتانسل برای بودن در رابطه ای که همیشه در حال تحرک است، در الگوهای قدیمی درجا نمی زند اما همیشه سرزنده و تپنده است، پویایی دارد و شگفت آور است، در مقابل این الزام برای تکیه به شناخته ها و دانسته های قبلی مقاومت می کند و … را حس کرده اند.

ممکن است شما چنین پویایی را در رابطه تجربه کرده باشید اما ماندن در همین پویایی برای حفظ حرکت به سمت جلو بدون تکیه به الگوهای مخرب جانی که باعث می شود شما فکر کنید چنین رابطه ای امکان پذیر نیست، چالش بر انگیز باشد.

ارتباطات بسیار کمی حتی به ندرت به مرحله سوم می رسند. شما چگونه خواهید فهمید که افراد می خواهن با شما باشند یا نه؟ و چنین رابطه ای چه ویژگی هایی دارد و چگونه باید باشد؟

کرگ در مورد اینکه چگونه می توان چنین رابطه هایی را پویا نگه داشت و یا ایجاد کرد مواردی را مطرح می کند. برای انجام این کار نیاز است تا شما یک قرارداد مقدس ببندید، چیزی را ترتیب دهید که او آن را رابطه ی تکاملی می نامد. که می تواند توسط اصول زیر هدایت شود.

اصول یک رابطه ی تکاملی

  1. اصلی ترین و سازماندهی کننده ترین اصل در ارتباط، یک تکامل هوشیار و آگاهانه ورای نفس است

این یکی از اهداف اصلی این است که چرا ما در رابطه هستیم. بجای پیگیری و به دنبال اسایش، حفظ، مزایای دو طرفه، راحتی و ارتباط بودن، در این نوع از رابطه، ما به طور واضح به با هم بودن برای یک هدف بزرگتر متعهد می شویم. این در واقع علت اصلی تمام ماجراست.

ما یک موافقیت مشترک برای بودن در نقطه ای که هستیم خواهیم داشت. بجای همکار بودن با هم برای حفظ و نگهداری وضعیت ارتباط، ما تمایل داریم که رابطه را در معرض ریسک قرار دهیمف رابطه را همیشه به چالش بکشیم، رابطه را به عنوان راهی برای تکامل معنوی به همراه همدیگر ببینیم، به عنوان راهی برای دوری از درجا زدن و الگوهای عادتی که رابطه را خاموش می کند.

  1. ما موافقت میکنیم تا به طور متقابل ببرای هدفی بش از خودمان تنها قابل اتکا باشیم و بتوانیم روی همدیگر برای هدفی والاتر حساب کنیم

در بسیاری از رابطه های مرسوم، ما تلاش میکنیم تا در مورد نیازها و آرزوهای فردی صحبت کنیم. خود فردی تنها بستری است که ما داریم.

بنابراین رابطه نتیجه ی دو فرد ایزوله با دستورالعمل های منصر به خود است که در تلاشند مذاکره کنند تا بتوانند در یک رابطه با هم باشند در حالیکه مشاجره و مشکل زیادی هم نداشته باشند.

به طور معمول، ما می پرسیم “تو میخواهی چه کار کنی؟ من میخواهم چه کاری انجام دهم؟ ما نیاز داریم که هر یک چه چیزی را کنار بگذاریم تا بتوانیم با هم باشیم؟

اما در یک رابطه ی تکاملی، اولین اولویت ما همراستایی با معنویت است که در آن  بجای تمرکز بر منحصرا خود و آرزوها و خواسته های فردی، ما نه تنها به دیدگاه هر دو علاقه داریم بلکه در جایگاهی بالاتر تمایل به آنچه که در سطوح بالاتر درست هستند داریم و نهایتا در خدمت بهترین هدف برای هر دو و همه هستیم.

این در مورد اهمیت ندادن خیلی زیاد به آن چیزی است که شما بیرون از رابطه بدست می آورید یا انچه که فرد مقابل شما بیرون از رابطه کسب می کند، می باشد.

شما همیشه راه خود را پیدا خواهید کرد و این زمانی است که شما به آرامی این نتیجه و خروجی را در اولویت خود قرار می دهید. هیچ برنده و یا بازنده ای وجود ندارد چرا بهترین مورد همیشه برنده است و شما هر دو این را می خواهید.

  1. ما تشخیص می دهیم که هیچ ایگویی نداریم و در معرض اشتباه هستیم

به علت این که ما می فهمیم که ما هر دو ایگویی داریم، می دانیم که ما در معرض سوء تعبیر از شرایط هستیم. زمانی که ما هر دو در مورد ایگوی خود و احتمال اشتباه آگاه می شویم، با همدیگر متعهد می شویم تا خیلی اشکارتر و با شفافیت ورای ایگوی خود ببینیم.

این به این معنی است که ما تمایل داریم تا همدیگر را به به الگویی غلط بخوانیم و سعی در شکستن این الگوها بکنیم.

این یک تمرین در برباری دو طرفه است که به ما این آگاهی را می دهد که ما به شیوه درست پیش نمی رویم و ایگوی ما ما را به سمت و سوی نامناسب می برد اما ما هر دو متعهد شده ایم که تلاش کنیم تا آن چه که صحیح است را آشکار کنیم علی رغم اینکه در معرض اشتباه هستیم.

به این شیوه، هیچ اجباری برای دفاع از نقطه نظر خود وجود ندارد. هر دوی شما به دیدن آنچه که صحیح است تعهد دارید. این یک عمل جسورانه است که شما بخواهید دفاع از انگیزه های خود را هر زمان که به چالش کشیده می شوید را متوقف کنید.

از آن جایی که هر دوی ما ایگو داریم، ما بایست تشخیص دهیم که ما در معرض اشتباهاتی هستیم و تمایل داریم تا از این مورد با بردباری آگاهی پیدا کنیم.

  1. علی رغم این که ما ایگو داریم و در معرض اشتباه هستیم، میخواهیم که برای پتانسیل ها و توانایی های بالقوه مان از نظر دیگران فرد قابل اتکایی باشیم، در بهترین حد و در بالاترین حد از خود

این به این معنی است که هر چند هر دو فرد می دانند که ما در معرض اشتباه هستیم در قضاوت و داوری، ما از این برای توجیه استفاده نمی کنیم.

ما می دانیم که همیشه در برخورد با مسائل انتخاب هایی داریم. محدودیت های فردی ما توجیهی برای عدم کامل بودن و نشان دادن تمام توانایی ها نیست. ما می دانیم که حق این را داریم که این انتظار را داشته باشیم از همدیگر حتی اگر ایگو داریم و تمایل به اشتباه.

این تنها زمانی کاربرد دارد که هر دو فرد واقعا به عمل به این شیوه متعهد و معتقد هستند، و میخواهند برای همدیگر قابل اتکا باشند و بتوانند روی همدیگر حساب کنند. این به معنای سرزنش همدیگر برای اشتباهاتمان نیست چرا که ما در معرض اشتباهات هستیم.

این در واقع در مورد متعهد بودن به انجام کارهای ریسک پإیر است که مستلزم میزان زیادی از اعتماد و تعهد به اتکاپذیری دو طرفه است.

  1. زمینه برای درگیر شدن هر دوی ما در ارتباط است با مرزهای تکاملی ما، جایی که ما رشد پیدا کرده و تکامل می یابیم، یک علاقه ی مشترک در مرزهای تکاملی را در میان می گذاریم

بجای دیدن محدودیت ها، ترس ها و شک و تردید ها، غرق شدن در اینکه چگونه در بروز حد نهایت پتانسیل ها خود شکست میخوریم، شکایت و غر زدن در مورد آنچه که درست کار نمی کند، ما یک جایگاهی برای عرضه و بروز بهترین پتانسیل های خود ترتیب می دهیم.

برخی از رابطه ها بر پایه ی به اشتراک گذاری هر چیز غلط و یا ناکارآمد و یا در کجا مسائل و مشکلات وجود دارند و یا از کجای کار واهمه وجود دارد می باشند.

این اصل در مورد از برداشتن محدودیت هاست نه به این مفهوم که جایی برای صحبت در مورد محدودیت های شما وجود ندارد، بلکه به این معنی است که رابطه به معنی چیزی برای ارتقای هر دو طرف است .

نه محدود کردن و پایین کشاندن هر دو. زمینه برای درگیر شدن، بنابراین نوعی از مکان برای بروز و ارائه ی والاترین پتانسیل های خود، در نظر گرفتن یک جایگاه برای پتانسیل های والاتر هر فرد، و رسیدن به هر آنچه که ممکن است، به اشتراک گذاری هر آنچه که باعث آگاهی بالاتری در ما می شود، می باشد.

این یک زمینه ی ارتقائی مثبت برای درگیری است اما یک زمینه چالش برانگیز چرا که پرشی به جلو است و مستلزم حرکت به بیرون از الگوهای عادتی است که بسیاری از رابطه های مبتنی بر احساس و عاطفه و معقول را از بین می برد، می باشد.

  1. ما میپذیریم که آینه و بازتاباننده ای برای همدیگر باشیم.

بجای اینکه صرفا تصویر فردی همدیگر را تایید کنیم، آنچه که در بیشتر ارتباطات دیده می شود، ما بحث می کنیم تا مسائل فردی همدیگر را در مورد آنچه که شخصیت بیرونی یک فرد را می سازد، منعکس کنیم.

سعی می کیم بیش از آنکه خود را ببینیم، فرد مقابل را به طور واضح تر ببینیم. به عنوان الگوهای تکاملی، ما بحث می کنیم تا با عشق و با عطوفت، بدون قضاوت نقاط نامناسب و کور را در همدیگر اشاره کنیم تا به روشن شدن آنچه که ممکن است به وضوح در خود نبینیم، کمک کنیم.

این شامل انعکاس و بازتاب نه تنها نکات منفی بلکه همچنین بازتاب نکات مثبت است که ما ممکن است در درون خود متوجه آن نشویم. شامل بازتاب مراحل و روند پیشرفت همدیگر است و نشان دادن اینکه فرد مقابل در چه مرحله ای از فرآیند قرار دارد.

ما نمی توانیم صرفا به حذف الگوهای منفی کمک کنیم؛ بلکه همچنین می توانیم موارد مثبت و ارتقا دهنده را که در خود مشاهده نمیکنیم بازتاب دهیم. این به معنای تمایل داشتن در به چالش کشیدن فرضیات همدیگر، کمک واقعی به همدیگر برای دیدن خودمان به طور واضح تر و شفاف تر می باشد.

  1. ما به دنبال این هستیم که نمونه ای برای همدیگر باشیم

ما کامل نیستیم. ما همیشه هم قرار نیست کارهای درست نجام دهیم. اما ما الهام بخش یک مدل هستیم که به معنی داشتن رابطه ی تکاملی و روشن برای زندگی، و بسط و گسترش این تا حد ممکن تا مرزهای نامشخص هستیم.

ما انگیزه بخش همدیگر برای رشد و تعالی در طول زندگی هستیم. این به معنای شفافیت ازادانه است. در بسیاری از رابطه های نزدیک و صمیمی، زمانی که شما حس راحتی می کنید، خود را رها  می کنید. به فرد مقابل اجازه می دهید تا بدترین ابعاد شما را ببیند.

اما در این رابطه های تکاملی برعکس شما به فرد مقابل اجازه می دهید بهترین ابعاد شما را ببینند نه بدترین ببعد و رفتارمان را با فرد مقابل!

ایا شما در یک رابطه ی تکاملی به سر می برید؟

شما از درگیر شدن با یک فرد دیگر به این روش چه چیزی فرا گرفته اید؟ با چه چالش هایی مواجه شده اید؟ چه موفقیت های را تجربه کرده اید؟ بررسی کنید تا ببینید آیا می توانید رابطه خود را به یک رابطه ی تکاملی تبدیل کنید یا نه.

برچسب ها: ارتباط ,ارتباط کلامی ,ارتباطات اجتماعی ,بهبود ارتباط ,رابطه کلامی ,

نتایج جستجو در گوگل: ارتباطات,  ارتباط,  ارتباط العناصر,  ارتباط السوريين بارض الجولان,  ارتباط تشعبي,  ارتباط بالانجليزي,  ارتباطات فطحل,  ارتباط الجينات,  ارتباط يطا,  ارتباط الايمان بالعمل,  ارتباط کلامی,  ارتباط کلامی چیست,  ارتباط کلامی کلارک,  ارتباط کلامی با همسر,  ارتباط کلامی به انگلیسی,  ارتباط کلامی با دختر,  ارتباط کلامی پیشنهادی,  ارتباط کلامی و غیرکلامی چیست,  ارتباط کلامی در خانواده,  ارتباط کلامی با نامحرم,  

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.