آیا می دانید چرا افراد می گویند “حالم بده چکار کنم” و ” حالم خوب نیست ” ؟

این که فرد می گوید حالم بده😔 یکی از شایع ترین اختلالات روانپزشکی است که محدود به احساس ناراحتی یا تجربه بحران های تهدید کننده زندگی نیست و نیاز به تشخیص سریع و درمان خوب دارد. حالم بده چکار کنم

اگر این موضوع در مراحل اولیه به خوبی تشخیص داده شود با توجه به تجویز دکتر از طریق مصرف دارو، شرکت در جلسات روان درمانی یا حتی تغییر شیوه زندگی، شخص به طور قابل توجهی بهبود خواهد یافت.

حالم بده چکار کنم | حالم خوب نیست

  • اما اگر برای درمان این بیماری اقدام نکنیم، می تواند.
  • پیامد فاجعه بار نه تنها برای فرد بلکه برای کل خانواده باشد.
  • آمارها در کشور ایران نشان دهنده شیوع فزاینده این حالت در میان جوانان و نوجوانان است.
  • به گفته وزیران، بیش از دوازده درصد افراد  با این حالت مواجهند.
  • بعضی افراد ممکن است این وضعیت را در طول زندگی تجربه کنند.
  • در حالی که این حالت یک بیماری شایع برای خیلی ها می باشد.
  • هر دوره این حالت ممکن است چند ماه تا چندین سال ادامه یابد و اگر درمان نشود بیشتر نیز خواهد بود.
  • افراد مبتلا به این حالت حتی ممکن است به درجه ای از سرخوردگی برسند که خودکشی نمایند.
  • با این حال، شناخت علائم این حالت در جلوگیری از افزایش شدت بیماری نقش مهمی دارد.
  • بسیاری از افراد مبتلا به این حالت مبتلا به الگوهای نامنظمی در خواب هستند.

مهم ترین مسئله برای جملاتی همچون حالم خوب نیست یا حالم بده😔 ، این است که در ابتدا دلیل اصلی مشکل را تشخیص دهیم.

حالم خوب نیست

تغییر الگوی خواب

گاهی اوقات دلیل جمله حالم خوب نیست مشکلات خواب است.  تغییر الگوی خواب گاهی اوقات به صورت بی خوابی رخ می دهد و گاهی اوقات به صورت خواب بیش از حد معمول است.

بیداری خیلی زود یکی از نشانه های رایج این حالت روحی وروانی است.

گاهی اوقات افراد مبتلا به این حالت به عنوان اضطراب یا پرخوابی در مکانیسم مقابله درمان می شوند.

این تغییر در اشتها می تواند منجر به کاهش شدید وزن یا افزایش وزن شود. برخی از افراد مبتلا به این حالت حاد قادر به تمرکز نیستند. حالم بده چکار کنم

گاهی اوقات مردم در روزنامه نیز مشکل در خواندن و یا پیگیری ماجراهای مجموعه تلویزیونی دارند و برای آنها تصمیم گیری، حتی تصمیم عادی روزانه نیز مشکل است.

افراد مبتلا به این حالت معمولا احساس خستگی می کنند و مرتب جمله حالم خوب نیست را بیان می کنند، به آرامی فکر می کنند.

و قادر به انجام فعالیت های روزمره طبیعی نیستند. افراد مبتلا به این حالت ممکن است علاقه خود را به انجام فعالیت های روزمره از دست بدهند یا ظرفیت شادی و لذت شان کاهش یابد.

ناباروری , عدم تمایل جنسی

  • این افراد حتی ممکن است ناباروری یا عدم تمایل جنسی شدیدی را نیز داشته باشند.
  • افراد مبتلا به این حالت دائما در مورد کمبودهای و نارسایی های خود فکر می کنند .
  • و احساس گناه و ناامیدی می کنند افکاری مانند “من بازنده هستم” حالم اصلا خوب نیست ، حالم بده😔 ،” چکار کنم حالا”، حالم خوب نیست یا “جهان یک مکان بسیار وحشتناک است.” غالبا ذهن این افراد را پر کرده است.
  • این حالت باعث می شود یک فرد احساس کند که هیچ چیز دلپذیر دیگری وجود نخواهد داشت.
  • معمولا، به دنبال این نگرش منفی، به نظر می رسد افکار خودکشی است که باید بسیار جدی گرفته شود.
  • بعضی از افراد مبتلا به این حالت یا از لحاظ جسمی دچار اختلال یا حرکت هستند.
  • به عنوان مثال، ممکن است از صبح بیدار شوند و ساعت ها در اتاق بمانند.

مشکلات افکار منفی | حالم خوب نیست

بعضی افراد مبتلا به این حالت، به غیر از احساسات غم انگیزشان، از سردرد یا مشکلات معده نیز شکایت دارند. یکی از نشانه های افرادی که مرتب جمله حالم خوب نیست را بیان می کنند داشتن افکار منفی است.

این حالت یکی از شایع ترین حالت های روانی در جهان کنونی است به گفته سازمان بهداشت جهانی، سیصد و پنجاه میلیون نفر یعنی پنج درصد جمعیت جهان، از این حالت در زندگی خود رنج می برند.

حالم بده چکار کنم

در ایالات متحده، شانزده میلیون نفر نیز دارای این علادم اند و تقریبا سی درصد آن ها با داروهای و سایر روش های درمان ها درمان می شوند.

اگر این حالت درمان نشود، می تواند احتمال وابستگی به الکل و مواد مخدر را افزایش دهد در این مورد، احتمال خودکشی در فرد بالاتر خواهد رفت.حالم بده چکار کنم

همه ما گاهی اوقات بدبخت، تنها، خسته و ناراحتیم این احساسات بیش از یک یا دو هفته طول نمی کشد و بنابراین با زندگی ما تداخل ندارد و در ان اختلال جدی ایجاد نمی کند.

دلیل  بد بودن حال عمومی 

گاهی اوقات دلیل خاصی برای جمله حالم خوب نیست وجود دارد، گاهی اوقات فقط از غم و اندوه می آید. ما اغلب خود را در پشت خودمان قرار می دهیم و نیازی به کمک به دیگران نداریم.

اما گاهی اوقات این مشکل جدی در زندگی ما می شود که زندگی عادی ما را مختل می کند و نیاز به پیگیری، مشاوره روانشناختی و درمان دارد.حالم بده چکار کنم

در معرض این حالت بودن کم کم سبب بروز حالت هایی شدید از بی حالی، رخوت و بی حوصلگی و افسردگی خواهد شد و به شدت زندگی فرد را تحت تاثیر قرار خواهد داد.

پس با توجه به مطالب مهم گفته شده اگر از دسته کسانی هستید که مرتبا می گویند:

  • “حالم بده چکار کنم”، حالم خوب نیست یا حالم بده😔 : باید بدایند که ممکن است با علائم مختلفی از مشکلات روحی مواجه باشید.
  • و نیاز است تا هر چه سریع تر به مرکز مشاوره مراجعه نموده و با مشاور در این زمینه مهم مشورت نمایید.
  • مشاوره روان شناسی به خوبی می تواند به شما کمک کند.حالم بده چکار کنم
  • تا مشکلات خود را در این زمینه کاهش داده و علائم این حالت روجحی نامناسب که می تواند.
  • شما را به کلی از اهدافتان دور کند بهبود بخشد زیرا در صورت عدم درمان این حالت ممکن است .
  • شرایط وخیم تری در انتظار شما باشد و حتی افکار نامناسبی مانند:
  • خودکشی نیز به سراغ شما بیاید و یا حتی شما را به دام اعتیاد بکشاند.

منبع:مشاوره-خانواده.com

سوالات متداول حالم بده چکار کنم

1 -

برچسب ها: حسم بده چیکار کنم ,خوب کردن حال ,زندگیم بده چیکار کنم ,شوهر بده ,علت بد بودن حال ,

نتایج جستجو در گوگل:

35 دیدگاه ها

  1. الهه گفت:

    سلام من الهام هستم من همسرم الان دوسال ازدواج کردیم و توی این دوسال بیشترش با دعوا بوده مادرشوهرم یک زن بیخیال و اخمو… پدرشوهرمم ی آدم دروغگو از این آدمای بلوف زنه.. فقط همسرم توی خانواده شون خوبه بنظر شما این زندگی خوبه یانه

    • مشاور گفت:

      با سلام خدمت شما دوست عزیز
      لطفا اطلاعات بیشتری در اختیار ما قرار بدهید تا باهم صحبت کنیم.
      ۱٫ هریک از شما چند سال دارید؟
      ۲٫ مشکلات شما با همسرتان بر چه موضوعاتی می باشد؟
      ۳٫ ویژگی های پدر شوهر و مادرشوهرتان چه تاثیری بر زندگی شما دارد؟
      ۴٫ واکنش شما در مشکلات و بحث ها نسبت به همسرتان چگونه می باشد؟

  2. نفیس گفت:

    من دخترم ،۱۷ سالمه، کلاس دوازدهمم ی مدتیه واقعا حالم بده و نمیدونم چیکار کنم..مشکل بخصوصی ندارم و هر چی فک میکنم نباید اینجوری باشم ولی ناخوداگاه از درون خوب نیستم

    • مشاور گفت:

      با سلام خدمت شما دوست عزیز
      اطلاعات بیشتری از او ضاع روحی خودتان و مدت زمانی که این روحیات را دارید در اختیار ما قرار بدهید تا باهم بیشتر صحبت کنیم؟
      ۲٫ برنامه روزانه شما چگونه می باشد و؟
      ۳٫ روابط شما با همسالان و خانواده چگونه می باشد؟
      ۴٫ در چه زمان هایی احساس بهتری دارید؟

  3. آتنا گفت:

    کسی هست که بتونم باهاش صحبت کنم؟کسی میتونه کمکم کنه؟ خیلی مشکلم جدیه

  4. غزل گفت:

    سلام ما میخوایم ازیه شهری بریم ومن تواین جاعاشق یه پسری شدم واونم عاشقمه دارم دیوونه میشم خواهش میکنم کمکم کنیدتروخدا

    • مشاور گفت:

      با سلام خدمت شما دوست عزیز
      احساسات شما قابل احترام می باشد اما اطلاعات بیشتری در اختیار ما قرار بدهید تا باهم بیشتر صحبت کنیم.
      ۱٫ شما چند سال دارید؟
      ۲٫ با این فرد رابطه دارید؟
      ۳٫ معیارهایتان برای انتخاب این فرد چه ویژگی هایی می باشد؟

  5. سارا گفت:

    سلام دوست عزیز
    من حدود ۵ سال نامزد بودم یعنی عقد کرده بودیم….خیلی در این دوران زجر کشیدم و اذیت شدم،از بس زجرم داد جدا شدم.پس از جدایی نتونستم فراموشش کنم و حالم اصلا خوب نمیشه.الان ۶ ماه هست که جدا شدیم،هیچی نمیتونه حالمو خوب کنه.همش ب این فکر میکنم چرا باید انقدر زجر بکشم.دلم آرامش میخواد.سالهاست ارامش ندارم.به خودکشی بارها فکر کردم….

    • مشاور گفت:

      سلام به شما سارا جان
      قابل درک می باشد که طلاق می تواند برای شما با فشار روحی زیادی همراه باشد اما دقت کنید که با توجه به شرایط روحی که شما دارید ممکن است پذیرش و عبور از این مرحله برای شما با دشواری بیشتری همراه باشد و با توجه به علایمی که بیان می کنید بهتر است یک دوره مشاوره حمایتی و یا شناختی دریافت کنید تا بتوانیم در این زمینه به شما کمک کنیم تا به مرحله پذیرش برسید و علایم خودکشی نیز در شما بررسی شود تا بتوانیم در کنار بهبود شرایط روحی به شما کمک کنیم تا بتوانید از این رابطه به عنوان یک تجربه برای بازسازی آینده و تصمیم گیری بهتر استفاده کنید .
      درمسیر می توانید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۳۰۴
      با توجه به شرایط فعلی اگر امکان مشاوره حضوری ندارید بهتر است از مشاوره تلفنی استفاده کنید چون داشتن افکار خودکشی برای شما یک زنگ خطر برای مراجعه به روانشناس حساب می شود .

  6. Yekta گفت:

    سلام من یکتا هستم. ۱۳ سالم هست . این چند وقته با یه مشکلاتی رو به رو شدم که واقعا به هیچ کس نمی تونم بگم که بهم کمک کنه. واقعا به یه آدم افسرده تبدیل شدم.خیلی حالم بده. با هیچ کس دیگه راحت نیستم.خیلی کم میخندم و اونام از ته دل نیس. اگر یکم دیگه این موقعیت ادامه پیدا کنه نمیدونم واقعا قراره چه بلایی سر خودم بیارم.دیگه نمی تونم. شاید بتونم یه ماه یا دو ماه تحمل کنم . ولی دیگه نه. دیگه بعدش نمی تونم.

    • مشاور گفت:

      سلام به شما یکتا جان
      این علایمی که بیان می کنی می تواند علایم افسردگی باشد و می تواند با تغییراتی در تغذیه و خواب که با کاهش و یا افزایش همراه باشد و همچنین کاهش عملکرد درسی و نداشتن احساس شادی در کنار اینکه عملکرد درسی شما نیز می تواند افت کند و روابطت با خانواده و دوستان نیز تحت تاثیر قرار می گیرد .
      در افسردگی ممکن است در بیشتر تایم روز شما احساس غم و اندوه کنی و افکار مرگ داشته باشی که در این صورت برای اینکه بتوانیم به شما کمک کنیم نیاز است به صورت حضوری به روانشاس مراجعه کنی تا در جلسات درمان باهم بیشتر صحبت کنیم و شما بتونی مسیر بهتری برای پایخ به احساسات و افکاری که تجربه می کنی پیدا کنی .
      در این مسیر بهتر است با مادر و یا پدر صحبت کنی و بیان کنی که از نظر روحی در شرایط مناسبی قرار نداری و می خواهی از یک روانشناس کمک بگیری و توضیح بده که مراجعه به روانشناس نیازی به مصرف دارو ندارد .

      درمسیر می توانید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۷۹۰

  7. Fatemeh گفت:

    سلام دختری هستم ۱۹ ساله حدودا چهار پنج سال میشه که مدام درگیر مشکلات مختلف هستم
    از این وضعیت خسته شدم شدیدا احساس تنهایی میکنم و حس میکنم واسه کسی مهم نیستم خیلی خیلی کم پیش میاد جایی بهم خوش بگذره با خانوادمم راحت نیستم از بس که نمیفهمن من چی میگم و چی میخوام و مشکلم چیه کمبود محبت دارم با این ک یک رابطه عاطفی سه ساله دارم
    خیلی ناراحتم دلم میخواد برم جایی دور از همه باشم یا حتی بمیرم و راحت شم لطفا کمکم کنید

    • مشاور گفت:

      سلام به شما فاطمه جان
      داشتن احساس نا امیدی ، غم و اندوه ، نداشتن روابط سازنده با خانواده و دوستان ، تمایل به مرگ و یا خودکشی ، و… می تواند اگر به مدت دو هفته ادامه یابد افسردگی تشخیص گذار شود و این علایم می تواند با نشانه های دیگری چون اختلال در خواب و تغذیه و همچنین کاهش اعتماد به نفس و سرزنش کدن خود همراه باشد .
      در این مسیر دقت کنید که شما در سن نوجوانی قرار دارید و میزان زیادی از حساسیت های شما مربوط به این سن نیز می باشد که می تواند شدت افسردگی را افزایش بدهد پس بهتر است در این مسیر در اولین گام برای بهبود شرایط روحی خودتان به صورت حضوری به رواننشاس مراجعه داشته باشید تا بتوانیم در این زمینه به شما کمک کنیم تا شرایط روحی بهتری را تجربه کنید و بتوانید برای رسیدن به خواسته ها و یا بیان نیازها و احساسات خودتان از راحل های بیشتری و متفاوت تری استفاده کنید .
      عموما در حالت افسردگی و نوجوانی راحل های مورد استفاده ضعیف می باشد که فرد مرگ و یا خودکشی را به عنوان راحل انتخاب می کند و با گذراندن راحل های حل مسئله می تواند نتیجه گیری بهتری داشته باشد.
      درمسیر می توانید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۶۸۵۷۴۱

  8. محمد گفت:

    سلام محمد هستم تقریبا حدود یک سالی میشه حالم خوب نیست نه کامل هر چند روز یا چند هفته میاد و شاید به مدت چند روز باقی میمونه مشکل خاصی ندارم و دقیقا موارد بالا وجود داره مثل خواب زیاد مثلا صبح بیدار میشم ولی دلیلی ندارم از جام پاشم برای همین بازم میخوابم یا دراز میکشم در رحالی که کلی درس و …. همش اعصابم خورده اخمام توهم هست بعضی وقتا اضطراب شدید میگیرتم واصلا نمیفهمم دارم چیکارمیکنم بدونه هیچ دلیلی و روی رفتار اطرافیانم مخصوصا کسایی که دوسشون دارم بسیار حساس هستم بیش از اندازه و این بیشتر خودمو ازار میده خسته شدم

    • مشاور گفت:

      سلام به شما دوست عزیز
      در این مورد ممکن است شما دچار افسردگی باشد و در این مسیر برای اینکه بتوانیم به شما کمک کنیم نیاز است که مصاحبه بالینی به صورت حضوری صورت گیرد و مدت زمان و شدت علایم شما بررسی شود و تشخیص گذاری دقیقی صورت گیرد و در مکنار آن پروسه مشاوره شما طراحی شود تا بتوانیم رد یان مسیر به شما کمک کنیم.
      دقت کنید که موضوع مهم در اینجا این است که شما با شرایط روحی روبرو می شوید که عملکرد شما را تحت تاثیر قرار می دهد و روابط شما را با مشکل مواجهه می کند و این نشان از این است که موضوع مهمی وجود دارد که باید بررسی و درمان شود.
      درمسیر می توانید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۳۰۴

  9. sana گفت:

    سلام
    من دیشب فهمیدم بابام خیانت کرده البته قبلا هم من به بابام شک کرده بودم ولی خیلی راحت خودمو با دلایل مسخره گول می زدم بابام را خیلی دوست داشتم نمی تونم باهاش بد رفتار کنم چون چه بخوام و چه نخوام پدرمه و گردنم حق داره ولی وقتی به کارش فکر می کنم حالم خیلی بد می شه می خوام تصمیم بگیرم چجوی باهاش رفتار کنم نمی دونم فکر کردن به این موضوع خوبه یا نه ?
    البته می تونم خودمو بزنم به نفهمیدن و تمام سعیمو کنم که دیگه به این موضوع فکر نکنم

    • مشاور گفت:

      سلام به شما دوست عزیز
      قابل درک هست که روبرو شدن با این شرایط که خلاف باورهای شما نسبت به پدرتان هست برایتان با فشار روحی زیادی همراه هست اما دقت کنید که این خیانت به ارتباط پدر با شما ارتباطی ندارد چون ایشان در جایگاه پدریشان به نظر می رسد که رفتارهای مناسبی دارند پس بهتر است سعی کنید که ارتباط خود را با پدر به این موضوع وصل نکنید و در کنار احترامی که برای ایشان قائل هستید اگر به خیانت ایشان اگاه هستید در زمان مناسبی بدون هیچ گونه توهین و یا قضاوت کردن ایشان با ایشان در مورد آگاهیتان و احساسی که از این موضوع دارید صحبت کنید و اگر صحبت حضوری برایت امکان پذیر نیست میتونی اونو پیام کنید .
      دقت کن که خیانت پدر یک ارتباط با مادر هست که بهتره شما وارد اون نشید و اجازه بدید خودشان این مشکلات را برطرف کنند.

  10. MOBINA گفت:

    سلام من ۱۷ سالمه و حس میکنم بدون هیچ دلیلی دائما حالم خوب نیست از همه دور شدم حوثله هیچ کس و ندارم با خانواده با پرخاش حرف میزنم و از این موضوع واقعا ناراحت میشم ولی دست خودم نیت جدیدا هم همش سر درد های بدی دارم فقط دلم میخواد یکی بهم بگه خوب علت این رفتارام چیه؟؟
    سال کنکور این چیزا فکر میکنم طبیعی باشه ولی من نمیتونم کنترلش کنم و به تمرکز و اعصابی نمونده برام دیگه البته این روز خوبم و خنثی یک روز همه چیز رو اعصابمه و همین شیوه ادامه داره
    آیا من نیاز به مشاور دارم یا خودم باید حلش کنم؟

    • مشاور گفت:

      سلام به شما دوست عزیز
      این علایم نشان می دهد که شما از نظر روحی در شرایط مناسبی قرار ندارید و نیاز است که برای بررسی دقیق آنچه از نظر روحی تجربه می کنید به صورت حضوری و یا حداقل تلفنی وارد پروسه روانشناسی شوید تا مصاحبه بالینی صورت گیرد و در جلسات درمان به انچه شما از نظر افکار و احساسات و هیجانات تجربه می کنید پرداخته شود و بتوان در این مسیر به شما کمک کرد .
      دقت کنید که شرایط روحی می تواند با نشانه های بدنی همراه شود پس این سردرهای شما نیز بی ارتباط با شرایط روحیتان نمی باشد .
      درمسیر می توانید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۲۴۷۱۰۰

  11. نگار گفت:

    سلام ۱۴سالمه عشقم چندماهی میشه ولم کرده هرچی بهش گفتم بررد بر نگشت از اون روز به بعد حوصله هیچکس هیچزیو ندارم هرشبم با گریه میخوابم نمیدونم واقعا چیکنم میشه کمکم کنید؟

  12. ساناز گفت:

    سلام خسته نباشین من ۲۶سالمه ۲سال نامزد بودم و ۶ساله هم ازدواج کردم ۲تا بچه دارم دخترم ۳سالشه و پسرم ۱سالشه از بچگی سختیای زیادی کشیدم پدرومادر طلاق گرفتن و منو خونواده پدریم بزرگ کردن بماند که اونجا خیلی اذیت شدم و برای فرار ازشون ازدواج کردم متاسفانه شوهرم دست بزن داره و فحاشی میکنه بریدم دیگه واقعا از زندگی خسته شدم جرعت هیچ کاریو ندارم خیلی عصبیم کوچکترین چیز عصبیم میکنه و از کوره درمیره با بچه هام دعوا میشه بیشتر با دخترم واقعا در عذابم اصلا حس خوشبختی ندارم همسرم مهندسه و با خونوادش از اول زیاد رفت و امد نداشتم دستش تنگه پول خواستنی بیشتر وقتا فکرای وحشتناکی سرم میزنه دوهفتس پروپرانول میخورم که شاید اعصابم اروم شه بریدم تروخدا کمکم کنین پشتوانه ای ندارم طلاق بگیرم واقعا نمیدونم چیکار کنم اگه بشه قرصم معرفی کنین واقعا نمیتونم برم دکتر الان

    • مشاور گفت:

      سلام به شما ساناز جان
      قابل درک هست که تجربیات گذشته و یا این سبک رفتاری همسرتان برای شما با فشار روحی زیادی همراه می شود اما در این مسیر دقت داشته باشید که اشتباهات شما از زمانی شروع شده است که برای فرار از یک موقعیت بدون شناخت و بررسی لازم وارد پروسه ازدواج شده اید چون در این حالت تصمیم گیری بیشتری هیجانی می باشد و فرد به امید بهبود موضوعات مهمی را نادیده می گیرد .
      در این مسیر دقت داشته باشید که مصرف دارو بدون تجویز پزشک می تواند برای شما آسیب زا باشد پس از مصرف خودسرانه خوداری کنید .
      در مورد روابط زندگی مشترکتان اینکه روش همسرتان در زمان مشکلات مبنی بر کتک زدن و یا فحاشی مسیر اشتباهی می باشد شکی وجود ندارد اما در این مسیر برای اینکه بتوانیم به بهبود زندگی مشترکتان کمک کنیم نیاز است که شما و ایشان برای بررسی سبک رفتاری و شخصیتی و نوع تعاملی که دراید به روانشناس مراجعه داشته باشید .
      چون رفتارها و سبک شخصیتی و شرایط روحی هردوی شما در روند روابط و نتیجه گیری های که از تعاملات خود خواهید داشت تاثیر زیادی دارد .
      در کنار اینکه دقت کنید که وقتی شما از نظر روحی در شرایط مناسب نباشید اینکه بر روند رفتاری شما با فرزندانتان نیز تاثیر داشته باشد اتفاق قابل پیش بینی هست پس حتی اگر همسرتان مایل به طی کردن این مسیر نبودند بهتر است شما برای بهبود شرایط روحی خودتان اقدام کنید چون حتی جدایی و یا ادامه مسیر با این سبک به شرایط روحی بهتر شما نیاز دارد .

  13. مبینا گفت:

    سلام من دختری ۱۷ ساله ام… سال پیش وارد ی رابطه عاطفی شدید شدم و بشدت وابستگی داشتم ی سال این روند ادامه پیدا کرد ولی اون پسر همیشه منو اذیت میکرد شک میکرد تهمت میزد با اینکه ۲۴ سالش بود ولی همش قهر میکرد و من سمتش میرفتم درنهایت اخر این همه زجر کشیدنا جلو همه بهم گف بدرد هم نمیخوریم مامانم از این جریان اطلاع داشت و نزاش دیگ راه ارتباطی باشه منم الان اصلا بهش فکر نمیکنم و برام مهم نیست… بعد از ۱ ماه دوری از نت و مجازی خودم و جمع و جور کردم و بخودم اومدم زندگیمو دوباره شروع کردم و همه چی خوب شد ی چند ماه ولی بعدش یهو همه چی بهم ریخ .. ت زندگیم همه چی خوبه فقد حالم خوب نیس اصلا یجوریه ک یهو گریم میگیره انگیزه برای بهترین چیزایی ک دوسشون داشتم از دست دادم میخام تنها باشم هیچی نمیخام فقد ارامش میخام … خیلی وقته ارامش ندارم و این باعث شده از خیلی کارا عقب بمونم هیچی حالمو خوب نمیکنه خاهش میکنم کمکم کنین من میلی ب زندگی کردن ندارم دیگ

    • مشاور گفت:

      سلام به شما مبینا جان
      ببین عزیزم شما رد سن نوجوانی قرار دارید و در این سن گرایش به جنس مخالف بیشتر می شود اما ممکن است بخاطر شرایط سنی و نیازهای عاطفی و جنسی و.. که تجربه می کنید موضوعات مهمی را نادیده بگیرید با توجه به توضیحات شما این فرد با افکار پارانوئید روبرو بوده است و ممکن است حتی بعد شخصتی این فرد نیز به اختلال شخصیت پارانوئید نیز نزدیکی داشته باشد اما در اینجا قصد تشخیص گذاری نداریم اما این افراد عموما با شک و سوء ظن های مداوم و دیدگاهای منفی و رفتارهای همراه با عصبانیت و خشم و.. به دیگران و مخصوصا شریک عاطفی خود پاسخ می دهد و ادامه دادن رابطه با این افراد می تواند مشکلات زیادی را برای شما ایجاد کند و حتی در صورت ازدواج مشکلات زیادی برای شریک عاطفی این افراد رخ می دهد .
      بهتر است به احساسات و گرایش به رابطه با جنس مخالف احترام بگذارید اما دقت کنید که شما در شرایط سنی حساسی قرار دارید و این روابط می تواند برای شما ها همراه با آسیب های روحی و حتی جسمی همراه شود پس بهتر است به خودتان فرصت بیشتری بدهید تا در آینده در شرایط سنی و رشدی بهتر در مورد این روابط تصمیم گیری کنید .
      در مورد علایم جدیدی که بیان می کنید این علایم می تواند نشان از افسردگی در شما داشته باشد پس بهتر است که به صورت حضوری یا تلفنی وارد روند مشاوره شوید و با روانشناس نوبت دریافت کنید چون برای کمک در مورد بهبود شرایط روحی شما نیاز است که چند جلسه مشاوره طی شود و در این مسیر شما با شناخت بهتر افکار و احساسات خود و طی کردن روند بهبود می توانید شرایط بهتری را تجربه کنید .

  14. مونا گفت:

    سلام من حالم بده یه گروهی منو اذیت کردند ، خیانت دیدم با خانواده ام قطع رابطه ام ، فرزند و شوهر دارم ، چیکار کنم ،، حالم بده

  15. فاطمه گفت:

    حالم خیلی بده خیلی خسته هستم دیگه اون روحیه شاد رو ندارم همش یه گوشه نشستمو سرم توی گوشیم هست نصبت به خوانوادم سرد شدم امیدی برای زندگی ندارم سیگار میکشم با اینکه فقط ۱۴ سالمه خودکشی کردم دستم رو با تیغ زدم از همه کس و همه چیز بدن میاد هیچ چیز نمیتونه خوشحالم کنه من حتی از روز تولدم متنفرم چون روزی بود که به این دنیا لعنتی امدم از هیچ چیز نمیترسم با خودم خیالبافی میکنم تا از دنیای خوانوادم دور باشم توی اتاقم و گوشیم دنیای خودمو ساختم عین دیونه ها با خودم حرف میزنم هر روز حالم بدتر و بدتر میشه و خیلی بده این شبا اواب ندارم روزا یا خیلی میخوابم یا نمیخوابم درکل نابود شدم توی ۱۴ سالگی ۳ ساله شروع شده و هر روز بدتر میشم و فشار تواتواده بیشتر بهم میگن برو بمیر برامون مهم نیست خسته هستم همش استه هستم و دراز میکشم که باعث شده هیچ تحرکی نداشته باشم و چاق بشم اصلا حوصله و حال درس خوندن رو ندارم و به زور درس میخونم و خیلی خیلی حالم بده میتونید کمکم کنید ؟ یه راهی بهم بگید دارم نابود میشم

    • مشاور گفت:

      سلام به شما فاطمه جان
      قابل درک هست که این شرایط برای شما با فشار روحی و مشکلات زیادی همراه می باشد اما دقت کنید که این علایمی که شما بیان می کنید نشان های افسردگی می باشد که می تواند در عملکرد فرد اختلال ایجاد کند در افسردگی احساس درونی نافذ و پایداری که در آن درک و نگرش فرد نسبت به خود ، دیگران و در کل نسبت به محیط اطراف عمیقا تحت تاثیر قرار میگیرد.
      افسردگی را بیشتر انسان ها حداقل یکبار در زندگی خود تجربه می کنند و یک بیماری قابل درمان محسوب می شود اگر شما بدانید که مشکلتان چیست و در این مسیر روند درمانی خود را به کمک متخصص طی کنید .
      افسردگی با علایم زیر خود را نشان می دهد البته میزان این علایم و شدت آن در افراد مختلف متفاوت هست :
      احساس ناراحتی، پوچی یا درماندگی از نشانه های اصلی افسردگی است
      کج­‌خلقی، فوران خشم یا پایین آمدن آستانه­‌ی صبر به افسردگی و علایم آن مرتبط است
      بی‌­میلی به انجام فعالیت‌­های لذت­بخش، از رابطه جنسی گرفته تا ورزش نیز از نشانه های اختلالات روانی مرتبط با افسردگی است.
      اختلال در خواب، ازجمله بی­‌خوابی یا پرخوابی یکی از نشانه های بیماری روانی افسردگی است.
      خستگی و پایین بودن انرژی و زمانی که همه‌­ی کارها در نظر فرد طاقت­‌فرسا است، نشانه افسردگی است.
      اختلال در اشتها، شامل بی­‌میلی به غذا و کاهش وزن یا پرخوری و افزایش وزن به ناراحتی اعصاب و این بیماری مرتبط است.
      اضطراب، پرخاشگری و بی­‌قراری از نشانه های اصلی افسردگی است.
      حرکت، تفکر یا صحبت فرد کند می­‌شود
      احساس بی­‌ارزشی و عذاب وجدان، تمرکز روی شکست­‌های گذشته و سرزنش خود از نشانه های اصلی افسردگی است.
      اختلال در تمرکز، یادآوری و تصمیم­‌گیری از نشانه های افسردگی شدید است
      فکر به مرگ و یا اقدام به خودکشی که شما نیز آن را تجربه می کنی از علائم افسردگی شدید است.
      درد فیزیکی مثل سردرد یا کمردرد که علت مشخصی ندارد می‌توان از علائم افسردگی و کرونا باشد.
      اگر ۵ مورد از این علایم به مدت دو هفته وجود داشته باشد می توان برای فرد تشخیص افسردگی داد اما افسردگی با کمک متخصص قابل درمان هست بهتر است از پدر و یا مادر بخواهید که شرایط مراجعه حضوری را برای شما ایجاد کنند تا در روند درمانی بتوانیم به شما کمک کنیم تا شرایط بهتری را تجربه کنید .

  16. مشاور گفت:

    سلام به شما تینا جان
    خب پریود شدن شما به این معنا هست که شما وارد سن بلوغ شده اید و این یک روند طبیعی برای همه خانم ها می باشد که این دوران را تجربه کنند و نشان از سلامت شما دارد .
    اینکه شما در این سن بیشتر به روابط عاطفی و جنس مخالف توجه کنی یک امر طبیعی هست اما عزیزم شما تنها ۱۳ سال دارید و در اول نوجوانی قرار دارید اگر بخواهید بیش از اندزاه بر این روابط و موضوعات تمرکز کنید خود را در معرض آسیب زیاد قرار می دهی چون هنوز زمان زیادی داری تا بتوانی در این مورد زمانی که به هویت کامل رسیدی و دوران بلوغ را پشت سر گذاشتی تصمیم گیری داشته باشی .
    اینکه پریود شدن در ذهن شما چه معنای دارد از اهمیت زیادی برخودار می باشد در کنار اینکه نیاز است که بررسی کنیم که این احساسات و افکار آیا تنها در زمان پریودی رخ می دهد و یا در زمان های دیگر هم وجود دارد .
    در این مسیر بهتر است با مادر صحبت کنی نیاز به بیان جزئیات نیست اگر دوست نداری اما از ایشان بخواه تا شرایط مراجعه حضوری یا تلفنی را به روانشناس برایت ایجاد کند تا بتوانی در این مسیر به کمک متخصص شرایط روحی بهتری را تجربه کنی و مسی رشدی بهتری را طی کنی.

  17. سوگند گفت:

    سلام سوگند هستم ۳۲ ساله من دو سال هست تو یه رابطه ای هستم که با یکی که از خودم کوچکتره رابطه عمیق و ارتباط دارم خیلی شدیدا بهش وابسطه هستم و طی این دو سال هم خانه بودیم و تمام خرج و مخارج با من بوده و همیشه منو بخاطر گذشتم و زندگیم ازار میداد و من بخاطر دوست داشتن شدید همیشه تحمل کردم بارها خواستم برای همیشه کنار بزارم و نتونستم و اون اقا میدونه من خودم میرم و باز برمیگردم الان چند روزه باز رابطه رو قطع کردم اما حالم شدیدا بده از همیشه بدترم انگار بهش اعتیاد دارم میدونم ازم داره سو استفاده میکنه بهم بی احترامی کرد و کلی دعوا و کتک اما نفس تنگی میگیرم تپش قلب دارم و تمام کارای روزمرگیم و نمیتونم انجام بدم اینقدر حالم بده که تو این دو سال از بس بهم بی اعتمادی داده و منو سر خورده کرده واقعا خودمو فراموش کردم زندگی کردن و خندیدن و اروم بودن و فراموش کردم تعادل ندارم دیگه تصمیم نمیتونم بگیرم هر لحطه تصمیم و عوص میکنم و نمیتونم درست زندگی کنم لطفا کمکم کنید من واقعا نمیدونم چی درسته دلم میخواد خودم راحت کنم خیلی حس بدی دارم امشب باز بهش زنگ زدم با وجود اینکه بهم بی احترامی کرد و منو میشناسه خیلی راحت مثل همیشه قطع کرد و رفت اما حالم بده و تماما خواب ندارم لطفا منو راهنمایی کنید من دوباره با اون اقا در ارتباطم و دوباره شروع کردم اما اصلا دلم نمیخواست خودم برم دنبالش و میدونست من برمیگردم از خودم عصبانیم که چرا نمیتونم کنترل کنم رابطه رو و چرا مدام باید دنبالش باشم و پیگیر اما برای اون مهم نیس

    • مشاور گفت:

      سلام به شما سوگند جان
      ببین عزیزم احساساتی که نسبت به این آقا دارید قابل احترام می باشد اما عزیزم دقت کن که این شرایط نشان از وابستگی دارد و این باعث می شود که شما با تمام آسیب هایی که این رابطه برای شما دارد بازهم به آن ادامه می دهید اما عزیزم دقت کن که یک رابطه طولانی برای اینکه کنار گذاشته شود نیاز است که شما به خودتان فرصت بدهید گاهی ترس از تنهایی باعث می شود که شما سالها در یک رابطه اشتباه بمانید .
      دلبستگی و وابستگی دو مفهوم در روابط عاطفی هستند. در دلبستگی روابط پایدار و دائمی میان افراد شکل می‌گیرد و این رابطه می‌تواند در میان خانواده، دوستان و یا هر شخص دیگری باشد. دلبستگی باعث رشد روانی افراد ‌می‌گردد و همچنین افرادی که آن را تجربه می‌کنند از اعتماد به نفس بالا، آزادی عمل و رضایت از زندگی برخوردارند و عاشقی بدون قید و شرط دارند.
      اما در وابستگی فرد بدون عشق خود نمی‌تواند زندگی کند و به شدت به فرد مقابل وابسته است و افراد هیجاناتی مانند اضطراب، غم و شادی و… را تجربه می‌کنند. افراد وابسته احساس می‌کنند که آزادی خود را از دست داده‌اند و یک احساس ناامنی از رابطه را احساس می‌کنند. با این حال وابستگی می‌تواند سالم و یا ناسالم باشد که در وابستگی سالم، هر دو طرف به خواسته‌های یکدیگر توجه کرده و برای نیاز‌های همدیگر ارزش قائل هستند اما در وابستگی ناسالم فرد سعی دارد تا طرف مقابل را به سلطه خود درآورد و او را تحقیر کند.
      در دلبستگی احتمال از دست دادن فرد مقابل را می‌دهید، اما نمی‌خواهید به هر قیمتی فقط فرد را نگه دارید. اما در وابستگی فرد تنها به از دست ندادن و رها شدن فکر می‌کند. ترس از طرد شدن باعث می‌شود بیشتر مسائل و ناراحتی‌هایی که به وجود می‌آیند را پنهان، و فرد وابسته زندگی و خواسته‌های خود را برای فرد مقابل رها کند.
      در این مسیر بهتر است قبل از تصمیم گیری برای برگشت به روانشناس مشاوره حضوری داشته باشید چون شما نیاز دارید که شرایط روحیتان برای بهبود یابد تا بتوانید در این مسیر در شرایط روحی بهتر در مسیر رشدی خود گام بردارید .

  18. سوگند گفت:

    سلام عزیزم ممنون از پاسختون
    از دید بقیه من یه ادم ضعیف و سست هستم خود اون اقا منو ضعیف میبینه و اینکه هر بلایی سرم میاره میدونه جایی نمیرم با وجود تمام کارایی که من انجام میدم و اون راحت هر وقت دلش میخواد هست و میدونه من نمیرم میخوام تعییر کنم بتونم من قبلا اینجوری نبودم اما تو این دو سال خیلی زیاد عوص شدم و نتونستم جدا بشم من خیلی دوستدارم رها بشم از این شرایط و یه ادم محکم و قوی که بتونه جلو تمام مشکلات بایسته و محکم باشم و برابر ترس هام قوی کجا باید مشاوره بگیرم و ادامه بدم

  19. فاطمه گفت:

    سلام.من ۲۷ سالمه،یه پسر ۷ ساله و یه دختر ۷ماهه دارم
    همسرم معتاد به تریاک وپسر پیش فعاله،پسرم تحت نظر دکتر دارو استفاده میکنه
    خیلی تحت فشارم،حس میکنم روانم بهم ریخته و اصلا خوب نیستم
    همسرمو خیلی دوست دارم ولی اعتیادش خیلی عصبیم کرده و پسرم خیلی کارای خطرناک میکنه و همش استرس دارم و گریه میکنم

    • مشاور گفت:

      سلام به شما فاطمه جان
      قابل درک هست که این شرایط برای شما با فشار روحی زیادی همراه شده است اما در این مسیر بهتر است در احترام به احساساتی که نسبت به همسرتان وجود دارد در مورد شرایط روحی و دیدگاه و احساسات خود نسبت به اعتیاد ایشان باهم در زمان مناسبی صحبت کنید چون نیاز است که برنامه و دیدگاهای ایشان مورد بررسی قرار بدهید چون اگر ایشان تمایلی به ترک اعتیاد نداشته باشند نمی توان در این مسیر به ایشان کمکی کرد چون در اولین گام برای ترک بینش و خواست خود ایشان اهمیت دارد .
      در مورد فرزندتان نیز بهتر است که اگر داروهای او عملکرد لازم را در بهبود عملکرد او ندارد نیاز است که مجدد به روان پزشک او مراجعه داشته باشید تا در دوز و ای نوع دارو تغییراتی ایجاد شود در کنار اینکه بهتر است که رفتار درمانی نیز در کنار دارو درمانی برای بهبود عملکرد رفتاری برای او ایجاد شود تا بتوانید شرایط بهتری را برای فرزندتان ایجاد کنید تا بتواند مسیر رشدی بهتری را تجربه کند.
      اما عزیزم در این مسیر شرایط روحی خودت از اهمیت برخودار می باشد و نیاز است که به خودت و نیازها و احساساتت نیز توجه داشته باشی تا بتوانی در این مسیر با همسرت و فرزندت برای بهبود شرایط همراهی کنی اما در این مسیر همراهی آنها نیز با شما نیاز می باشد تا این شرایط در مسیر بهتری تجربه شود.

  20. ماریا گفت:

    سلام ، دخترم ۱۶ سالمه .
    چند ساله خیانت پدرم به مادرم و فهمیدم ، خیانت پدرم باعث شد خانوادمون خیلی سرد بشه و پدرم اصلا خوب بلد نیست برام پدر خوبی باشه و باهمدیگه سردیم
    پدر و پادرم از همدیگه جدا شدن و هردوتاشون الان متاهلن ، وًضع مالیمون خیلی خوب نیست و هم این و هم فشار تحصیل و گذشته خیلی اذیتم میکنه ، حس میکنم نمیتونم دیگه قوی باشم ، سال پیش بخاطر افسردگیم و وسواسیم قرص مصرف میکردم ولی قرص ها بخاطر ناراحتی قلبیم تاثیر بدی روم گذاشتن و دیگه ادامه ندادم ، یک ساله تلاش میکنم روی ایندم متمرکز باشم و دختر عاقل و قوی ای باشم ولی الان حس میکنم خیلی خسته شدم!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.