بهبود بعد از طرد شدن و جدایی در یک رابطه
دستورالعمل هایی برای ارتباط والدین-کودک
آذر ۱۴, ۱۳۹۵
اختلال شخصیت اسکیزوتایپال،نشانه ها و درمان
آذر ۱۵, ۱۳۹۵

بهبود بعد از طرد شدن و جدایی در یک رابطه

از آنجایی که سیستم عصبی ما برای یافتن ارتباط ، محتاج دیگران است،طرد شدن در یک ارتباط دردناک است. طرد شدن در یک ارتباط عاشقانه نیز به طور خاصی آسیب زاست. احساس تنهایی و از دست دادن رابطه،در اهداف تکاملی بقاء و زایش،سهیم است؛ یعنی اگر ایده آل نگاه کنیم، تنهایی باید تشویقتان کند که به سمت دیگران بروید و با آنها رابطه برقرار کنید.
یک مطالعه در دانشگاهUCLA خاطرنشان می کند که جایگاه حساسیت به درد عاطفی در مغز درست همانند درد فیزیکی در یک ناحیه است، پس می تواند به همان میزان آسیب بزند. واکنش ما به درد، متاثر از ژنتیک های ماست،و اگر

حساسیت ما به درد فیزیکی زیاد باشد،لطمه ناشی از طرد شدن را بیشتر احساس خواهیم کرد.با این همه، هلن فیشر انسان شناس می گوید؛ عشق، با چنان شدتی مواد نوروشیمیایی احساس راتحریک می کند که طردشدن را می توان شبیهو اکنش بدن نسبت به ترک مواد دانست.این مساله می تواند ما را درگیر اندیشه ی وسواسی و یا رفتارهایی کند که ناخواسته هستند.این موضوع حتی برای بال‌های مگس تسه تسه در تجربیات آزمایشگاهی نیز بدرستی ثابت شد.
بیشتر افرادبعد از 11 هفته از طرد شدنشان،کم کم احساسشان بهتر می شود و خبر از حس پیشرفت در خود می دهند. به همین منوال، زوجین تنها چند ماه بعد از طلاق احساس بهتری خواهند داشت، نه چندین سال بعد. به هرحال بالای 15درصد مردم بیش از سه ماه رنج می کشند. طردشدن می تواندموجب افسردگی شود، مخصوصااگر افسردگی خفیفی همیشه با ما بوده باشد یاپیشتر،از افسردگی آسیب دیده باشیم ونیز تجربه ی از دست دادن داشته باشیم.
عوامل موثر در تاب آوری
دیگر عواملی که بر چگونگی احساس ما در پس آیند یک جدایی اثر می گذارندعبارتند از:
– مدت زمان رابطه
– سبک دلبستگی ما
– درجه صمیمیت و تعهد ما
– مسائلی که مطرح و بحث شده بودند
– پیش بینی پذیری جدایی
– عدم تفاهم فرهنگی و خانوادگی
– دیگر شکست های گذشته و حال
– ارزش قائل بودن برای خود
اگر دارای سبک دلبستگی اضطرابی باشیم،مستعد عقده و احساسات منفی بوده وتلاش می کنیم رابطه را بحال اول برگردانیم. اگر واجد مدل دلبستگی ایمن و سالم باشیم، تاب آوری بیشتری داریمو می توانیم خودمان را تسکین دهیم.
اگر رابطه ای فاقد صمیمیت واقعی باشد، وابستگی کاذب، جانشین ارتباط واقعی لازمخواهد شد. در برخی رابطه هاچون یکی یا هردوی پارتنرها ازنظرعاطفی در دسترس نیستند صمیمیت وجود ندارد. برای مثال پارتنر یک فرد خوشیفته دائما احساس می‌کندمورد اهمیت واقع نمی شود یا دوست داشته نمی شود، درعین حال می کوشد در عشق برنده شودتا خود را در این مقام تنفیذ کند. نبود صمیمیت می تواند علامت هشداری باشدمبنی بر اینکه رابطه مشکل دارد.
تاثیر شرم واعتماد به نفس پایین
اگر برای خودمان ارزش کمی قائل باشیم طرد شدن چه بسا می تواند ما را ویران کند. ما با میزان ارزشی که برای خود و احساساتمان قائل می شویم، نحوه رفتار طرف مقابلمان را تفسیر می کنیمو چگونگی وابستگی را تحت تاثیر قرار می دهیم. در وابستگی های یک طرفه فردی که وابسته است بیشتر مستعدواکنشبه نشانه های دال بر ناخشنودی از سوی پارتنرشانهستند. آنها میل دارند جملات و اعمالشان را بعنوانتوضیحی بر خود و ارزش هایشان بکار ببرند. بعلاوه تعداد زیادی از این افرادبخاطر اینکه گرفتار عشق و عاشقی اند؛ از علایق، اشتیاق ها و دوستانشان دست می کشند. آنها خود را با پارتنرشان وفق داده و زندگی شان حول همان رابطه می چرخد.از دست دادن رابطه می تواندزندگیآنها راویران کند، اگرکه بدون سرگرمی، هدف، و سیستم پشتیبان به حال خود رها شوند. غالبا نبود تعریفی معین از خود واستقلال خود، آنها را وامی دارد تادرپی کسی باشند که خلا درونی شان را پر کند، حال آنکه این امر نه تنهابه مشکل در رابطه منجر خواهد شد، بلکه فقط بر تنها بودنشان سرپوش خواهد گذاشت.
شرم درونی شدهباعث می شود که ما خودمان یا پارتنرمان را سرزنش کنیم. این شرم، احساسات شکست و ناتوانی در عشق ورزیرا که به سختی متزلزل می شوند، در ما می پرورد. احتمال داردهمبابت کوتاه آمدن و کارهای خودمان احساس مسئولیت و تقصیرکنیم، هم بابت احساسات و اعمال پارتنرمان؛مثلابخاطر امور پارتنرمان شرمنده باشیم. شرم زیان آور غالبا در دوران بچگی شروع می شود.
همچنین جدایی می تواند به سوگ منجر شود که مقتضیاً متعلق به دوران اولیه رها کردن والدین است. بیشتر افراددر جستجوی عشق بی قیدوشرط، به امید رفع نیازهای برآورده نشده و تسکین جراحتهای دوران کودکی شان وارد رابطه می شوند.ما می توانیم در یک سیکل معیوبی از طردشدن، گرفتار شویم که شرم و ترس و روابط معلق را هم با خود به همراه بیاورد. اگر احساس می کنیم لایق نیستیم و طرد شدن را انتظار بکشیم،چه بسا مستعد می شویم که به این امر دامن بزنیم.
التیام اتفاقات گذشته اجازه می دهد که در زمان حال زندگی کنیم و به اقتضای آن به دیگران پاسخ دهیم.
نکات شفابخش
برای نتایج بهینه، روابطتان با خود و دیگران را تغییر دهید؛ نخست با فردی که قبلا با او در ارتباطبودید. کارشناسان می پذیرندکه این امردشوار است و چه بسا در دوره کوتاه، بیشتر دردناک باشد، اما عدم ارتباط با پارتنر قبلی تان به شما کمک خواهد کرد زودتر سلامتی خود را بدست آورید.
از زنگ زدن، مکاتبه، سراغش را از دیگران گرفتن، یا چک کردن کامل فرد قبلی در رسانه های اجتماعیخودداری کنید. انجام این کارها چه بسا تسکین موقت بدهد، اما وسواس فکری عملیرا تقویت می کند و شما رادر بند رابطه نگه می دارد. (اگر درگیر فرایند طلاق باشید، پیامهابایستی مکتوب شود یاتوسط وکیلتان ارسال شود. نیزنباید این پیامها را فرزندانتان تحویل بگیرند).
پیشنهادهای بیشتر عبارتند از:
●بر روی عشق به خود، خود درمانی و اعتمادورزی تمرکز کنید.
●طولانی شدن احساس مقصر-بودن می تواند لذت از زندگی و توانایی شما را برای یافتن دوباره ی عشق کم کند. خودتان را بابت اشتباهاتی که در رابطه تان داشتید ببخشید
●درباره مزیت های پایان دادن به رابطه بنویسید. این تکنیک را که اثبات شده موثر است درپی بگیرید.
●باورها و فرضیات غلط مثل “من یک شکست خورده ام (بازنده ام)”، “دیگر هرگز کس دیگری را ملاقات نخواهم کرد”، یا “من فردمعیوب (یا نامحبوب) هستم” را به چالش بکشید.برای غلبه برگفتگو با خود منفی، کلماتی که با خود می گویید را تغییر دهید.
●با فرد قبلیتان و بقیه، مرز تعیین کنید.خاصه اگرفرزندپروری مشترک را بعد از جدایی بر عهده دارید. این موضوع اهمیت دارد. این قواعد را برای فرزندپروری با همسر قبلیتان باهمبرقرار کنید. اگر تمایل به سازش،حالت تدافعییا حمله/پرخاشگریدارید،قاطعباشید و با بکاربردن تکنیک های لازم به تعیین مرز بپردازید.
●اگر فکر می کنید احتمالا به هم وابسته اید یا مشکل است که بگذارید و بروید، حتما به روانشناس یا مشاور خانواده و یا گروه های مختلف با مشکلات مشابه بپیوندید.جایی که می توانید اطلاعات کسب کنید و بصورت رایگان پشتیبانی شوید.
هرچند سوگواری عادی است، افسردگی مداوم برای سلامتی بدن و مغزتان ناخوشی می آورد. اگر افسردگی مانع کار و فعالیت روزانه تان شود،بعد از گذشت حداقل شش ماه،برای یک دوره مصرف داروهای ضدافسردگی، یک ارزیابی طبی بگیرید.
شما دوباره خودتان را جمع و جور خواهید کرد، اماکاری که می کنید؛ یعنی اینکه پیشروی کنید و بتوانید خودتان را از تجربه های تلخ تان خلاص کنید، نقش قابل توجهیدر مدت زمان این پروسه ایفا خواهد.
هیچ شکست عشقی شما را نمی کشد و دوباره به زندگی برخواهید گشت.

برچسب ها: از دست دادن ارتباط ,بهبود پس از جدایی ,بهبود پس از شکست عشقی ,جدایی ,روانشناسی ارتباط ,روانشناسی ازدواج ,شکست عشقی ,مشاوره ارتباط ,مشاوره ازدواج ,مقابله با جدایی ,

نتایج جستجو در گوگل: از دست دادن ارتباط با واقعیت,  

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


*