روابط جنسی اهمیت زیادی در زندگی زناشویی دارد
چاقی و افسردگی
چاقی و افسردگی
خرداد ۲۶, ۱۳۹۴
میزان تمایلات جنسی
تغییر در میزان تمایلات جنسی
خرداد ۳۱, ۱۳۹۴

روابط جنسی اهمیت زیادی در زندگی زناشویی دارد

زندگی زناشویی

داشتن روابط جنسی سالم بین زوجین یکی از ملزومات زندگی مشترک می‌باشد. روابط جنسی یکی از اصلی‌ترین و اساسی‌ترین انگیزه‌های ازدواج جوانان می‌باشد و اگر این رابطه بین زوجین به خوبی وجود داشته باشد، بیشتر مسائل و موضوعات اختلاف‌برانگیز از بین می‌رود، اما در صورتی که رابطه جنسی از بین برود و یا از میزان آن کاسته شود، جزئی‌ترین و پیش‌پاافتاده‌ترین مسائل نیز به یک اختلاف بزرگ و حل‌نشدنی تبدیل می‌شوند. در رفتار بسیاری از مراجعان در هنگام مطالعه فهرست بروشورها دقت کرده‌ام. بیشتر آنها وقتی چشمشان به بحث روابط جنسی می‌افتد، سریعا به صفحه موردنظر می‌روند و شروع به مطالعه این فصل از بروشور می‌کنند. این رفتار که در اکثریت مراجعان دیده می‌شود، نشان‌دهنده اهمیت روابط جنسی در زندگی مشترک می‌باشد. اما نکته مهم دیگری که به مبحث مقاله ما مربوط می‌شود، رابطه رفتار جنسی با تمایل مردان به انتخاب همسر دوم می‌باشد. این مقاله بدین منظور نوشته شده است که علل و عوامل تمایل مردان به انتخاب همسر دوم را شناسایی نموده و جهت جلوگیری از این پدیده، راهکارهای علمی ارائه نماییم. اگر در زندگی مردانی که همسر دوم انتخاب کرده‌اند دقیق شوید، متوجه خواهید شد که بلااستثناء همه آنها از نظر روابط جنسی با همسر خود کم و کاستی‌هایی داشته‌اند و فردی که به عنوان همسر دوم وارد زندگی آنها شده است، چون از این موضوع آگاهی و اطلاعات کاملی داشته است، به خوبی این نیاز مرد را تامین نموده و همین عامل باعث گرایش و کشش مرد به طرف او شده است. گاهی اوقات بوده‌اند خانم‌هایی که ابراز داشته‌اند که ما هم از نظر روابط جنسی شاهد کم و کاستی‌هایی از طرف شوهر خود بوده‌ایم، اما چرا ما منحرف نشده‌ایم. چرا مردها در دوران حاملگی همسرشان به خود این اجازه را می‌دهند که به دنبال انتخاب همسر دوم باشند؟ گله و شکایت این خانم‌ها کاملا منطقی است و باید به آنها حق داده شود، اما نکته‌ای که باید به آن توجه داشته باشند، این است که نقش و اهمیت روابط جنسی برای دو طیف زن و مرد و میزان مقاومت زن و مرد در مقابل فقدان روابط جنسی با هم متفاوت می‌باشد. همه محققان و روان‌شناسان عقیده دارند که میزان تمایل و علاقه مردان به روابط جنسی بسیار بیشتر از زنان است. اگر بین زن و مرد، اختلاف و کدورتی وجود نداشته باشد، مردها هرگز از روابط جنسی کناره‌گیری نمی‌کنند. کناره‌گیری مردها از روابط جنسی به بهانه استرس و خستگی ناشی از کار روزانه هم بهانه است. اینها همه ناشی از انتقادها، جر و بحث‌ها و غرزدن‌های همسرشان می‌باشد. اگر مردی به همسرش علاقه داشته باشد و بین آنها کدورتی وجود نداشته باشد، تقریبا همیشه برای روابط جنسی آمادگی دارد. از سوی دیگر استرس نه‌تنها مانع از روابط جنسی نخواهد شد، بلکه روابط جنسی کاهش‌دهنده استرس می‌باشد و مشاهده شده است که مردها در هنگامی که استرس زیادی دارند، برای کاهش میزان استرس خود به روابط جنسی روی می‌آورند.

روابط جنسی اهمیت زیادی در زندگی زناشویی دارد:

اهمیت روابط جنسی برای مردان به مانند اهمیت حرف زدن برای زنان است. همانگونه که یک زن به یک گوش شنوا برای حرف زدن نیاز دارد و بدون داشتن آن دچار افسردگی می‌شود، یک مرد نیز به روابط جنسی محبت‌آمیز با همسرش نیاز دارد. روابط جنسی میزان استرس یک مرد را به شدت کاهش می‌دهد و مرد از برقراری روابط جنسی با همسرش در بسیاری از موارد میزان عشق و علاقه به همسرش را نشان می‌دهد. اما متاسفانه نکته‌ای که باید در این‌جا در مورد آن صحبت کنیم، این است که برخی خانم‌ها به روابط جنسی با شوهرشان اهمیتی نمی‌دهند و برخی هم از این روابط به عنوان یک اهرم تنبیه‌کننده استفاده می‌کنند. بی‌توجهی به مسائل جنسی و استفاده از آن به عنوان یک اهرم تنبیه‌کننده یکی از بزرگ‌ترین اشتباهاتی هستند که ممکن است یک زن در طول زندگی مشترک خود مرتکب شود.

وقتی که یک زن به آرایش و وضعیت ظاهری خود در خانه رسیدگی کرده و همچنین در روابط جنسی با شوهرش در برخی موارد پیشقدم می‌شود، عشق و علاقه شوهرش را به خود چندین برابر می‌کند، اما وقتی که به این مسائل بی‌توجهی می‌کند و یا از روابط جنسی با همسرش به عنوان یک اهرم تنبیه‌کننده استفاده می‌کند، علاوه بر این که عشق و علاقه بین خود و همسرش را از بین می‌برد، بلکه با این رفتار باعث می‌شود که همسرش برای روابط پنهان خارج از خانواده یک دلیل و توجیه منطقی داشته باشد. در طول دو سال گذشته بیشتر مراجعان خانم‌هایی بودند که از رفتار مشکوک همسرشان گله‌مند بوده‌اند. اکثر این خانم‌ها بعد از چند جلسه مشاوره به بی‌توجهی خود به مسائل جنسی اذعان نمودند. به طور کلی می‌توان گفت که در طول سال‌ها مشاوره به ندرت به موردی برخورد کرده‌ایم که زنی از نظر روابط جنسی گرم و عاطفی باشد، اما با این حال همسرش به دنبال زنی دیگر باشد. در مورد خانم‌هایی که رفتار جنسی سرد و نامناسبی داشته‌اند، تشویق آنها به توجه به مسائل جنسی بیشترین تاثیری را داشته است.

هرگز مراجعه خانمی را فراموش نمی‌کنیم که به خاطر نارضایتی از زندگی زناشویی مراجعه کرده بود و با توجه به این‌که وضعیت مالی مناسبی نداشتند، هزینه مشاوره را هم به سختی تهیه کرده بود و بدون اطلاع شوهرش و به طور مخفیانه مراجعه کرده بود. در اولین برخورد متوجه شدم عدم توجه او به وضعیت ظاهر و از همه مهمتر بی‌توجهی‌اش به مسائل جنسی شدم، بنابراین اولین راهکارها را بر این موضوع متمرکز نمودیم تا بدین وسیله باعث گرایش همسرش به طرف او شدیم. بعد از دو هفته تغییر رفتار، شوهرش شدیدا به او علاقه‌مند شده بود و از همه مهم‌تر این‌که به دنبال علت تغییر رفتار همسرش بود. خانم اظهار می‌کرد که با توجه به وضعیت مالی مناسبی که داشتیم، از شوهرم خجالت می‌کشیدم که بگویم مبلغی را برای مشاوره پرداخت کرده‌ام، اما با کمال تعجب وقتی که واقعیت را به او گفتم، شوهرم بسیار خوشحال شد و اول هر هفته ابتدا هزینه مشاوره من را پرداخت می‌کرد و روزی که قرار بود به مشاوره بروم، چندین بار با من تماس می‌گرفت تا مطمئن شود که برای مشاوره مراجعه کرده‌ام. او اعتراف می‌کند که تاکنون علت این بی‌توجهی و بهانه‌گیری‌های همسرم را نمی‌دانستم و به وضعیت مناسب دوستان و اقوام خود حسادت می‌کردم، اما اکنون متوجه شده‌ام که مردها به سادگی قابل تغییر هستند. زن اگر برای شوهرش معشوقه خوبی باشد، مردها همسران خوبی خواهند بود. اما اگر به این موضوع بی‌توجهی کند، زندگی را به کام خود، همسر و فرزندان خود تلخ خواهد کرد.

تحقیقات نشان داده‌‌اند که پس از اولین زایمان میزان رضایت زناشویی به مقدار قابل توجهی کاهش می‌یابد. این نتیجه‌گیری تاییدی است بر رابطه بین رسیدگی به ظاهر و توجه به روابط جنسی با میزان رضایت زناشویی. پس از ازدواج خصوصا بعد از بچه‌‌دار شدن خیلی از زنان دیگر به خود نمی‌رسند، به جای آن‌که در خانه مانند دختران جوان لباس بپوشند، دائما پیژامه‌های پشمی یا شلوارهای خیلی گشاد به تن می‌کنند، کمتر اصلاح می‌کنند، ناخن‌هایشان را تمیز نمی‌کنند، در هفته کمتر به حمام می‌روند، آرایش نمی‌کنند، حتی موهای خود را هم شانه نمی‌زنند و هرگز جلوی همسرشان لباس‌های جذاب به تن نمی‌کنند و بعد هم از شوهرشان انتظار دارند که با آنها رفتار محبت‌آمیز داشته باشد. متاسفانه وقتی که به زن‌ها پیشنهاد می‌شود که باید به خودشان رسیدگی نمایند، اکثرا جبهه‌گیری می‌کنند و حالت تدافعی به خود می‌گیرند، اما بی‌نظمی، غفلت از خود و شلختگی یک بیماری روانی است که باید درمان شود.

زنان باید توجه داشته باشند که شوهرشان آنها را با یک ظاهر زیبا و مرتب پسندیده است و باید همچنان آن ظاهر زیبا و مرتب را حفظ کنند. هرگز انتظار نداشته باشید که بعد از ازدواج علی‌رغم بی‌نظمی و بی‌توجهی به خود، همسرتان همواره به شما علاقه‌مند باشند، بلکه در صورتی این عشق و علاقه ادامه پیدا می‌کند که شما هم به نیازها و خواسته‌های او توجه داشته باشید. تغییر دادن رفتار یک مرد بسیار ساده است. زنان به آسانی می‌توانند رفتار شوهرشان را تغییر دهند. مردها به آسانی گذشت می‌کنند و با دیدن کمی محبت و توجه از سوی زنان خود رفتارشان را تغییر می‌دهند. آن‌چه مردان را به سوی زنان جذب می‌کند، ظرافت زنانه آنان است. این ظرافت تنها مربوط به ظاهر نیست، بلکه رفتار را نیز در بر می‌گیرد. داشتن ظاهری آراسته، رفتاری پسندیده و کمی توجه، از جمله کارهایی است که زنان با آن می‌توانند شوهران خود را خوشحال کنند. زنان با این کارها نشان می‌دهند که شوهر خود را یک تکیه‌گاه می‌دانند، نه ابزاری برای تامین نیازهایشان. زن‌ها اگر می‌خواهند شوهرشان دوستشان داشته باشد، باید علاوه بر انجام کارخانه خانه، همیشه به ظاهر خود نیز رسیدگی کنند و ظاهری آراسته و تمیز داشته باشند.

روابط جنسی یکی از روش‌هایی است که مردان میزان عشق و علاقه همسر خود را با آن می‌سنجند. اگر به روابط جنسی با شوهرتان بی‌توجهی کنید، او تصور می‌کند که مرد مورد علاقه‌اش نیستید و با توجه به این‌که عشق دوطرفه است، از میزان عشق و علاقه او به شما کاسته می‌شود. زنان عشق خود را با کلمات زیبا، با یک شاخه گل، یک شیشه عطر و هدیه بیان می‌کنند، اما مردان میزان عشق همسرشان را نسبت به خود به طرز دیگری می‌سنجند. مردان در دو صورت پی به عشق همسرشان می‌برند:

1- در صورتی که همسرشان نیازهای جنسی آنان را تامین نماید.

2- در صورتی که همسرشان با رفتار خوب اعتماد به نفس آنها را تقویت کند. در این صورت مرد احساس می‌کند که قهرمان زندگی زنش می‌باشد.

این دو نکته به حدی در حل مشکلات زناشویی موثر است که ارزش دارد همه خانم‌ها این دو سطر را تایپ نموده و در کیف خود و یا در جای خصوصی دیگر بگذارند و هر روز به آن توجه نمایند. در طول چند سال گذشته توجه عمده ما به این مسئله معطوف شده بود که به راستی «علت اصلی تمایل مردان به انتخاب همسر دوم چیست؟» پاسخگویی به این سوال وقتی برایمان بااهمیت‌تر شد که مشاهده کردیم که تعداد زیادی از مردانی که همسر دوم اختیار کرده‌اند، فردش را انتخاب کرده بودند که به مراتب از همسر اولشان پایین‌تر بود. در بسیاری از موارد مشاهده کردیم که همسر اول از نظر سطح تحصیلات، وضعیت خانوادگی، چهره ظاهری از همسر دوم آنها بالاتر بود، اما با این حال این مردها به همسر دوم خود علاقه و توجه بیشتری نشان می‌دادند. پس از سال‌ها پژوهش و مشاوره‌های فراوان اکنون جواب سوال مشخص شده است.

بله، اکنون به این نتیجه رسیدیم که اکثر زنانی که به عنوان همسر دوم وارد زندگی افراد متاهل می‌شوند، همگی روان‌شناسان حرفه‌ای هستند، یعنی این‌که لااقل از نیازهای مردان و نحوه تامین آنها آگاهی کامل دارند. همه شما زنانی را می‌شناسید که از خیلی جهات نقاط مثبت زیادی ندارند، اما شدیدا مورد علاقه همسرشان می‌باشند و برعکس زنانی را هم می‌شناسید که علیرغم داشتن زیبایی، تحصیلات، موقعیت اجتماعی و… از زندگی زناشویی مناسبی برخوردار نیستند. این موضوع نیز یکی از مسائلی بود که مدت‌ها به دنبال پیداکردن علت آن بودیم، اما اکنون جواب این سوال نیز مشخص شده است. با مردانی که به هر نحوی ارتباطاتی خارج از حریم خانواده داشته‌اند، مصاحبه‌های زیادی کرده‌ایم که ماحصل این مصاحبه‌ها نتایج خوبی برای شما به دنبال دارد. اکثر آنها اظهار می‌کنند که همسر دومشان در خیلی از موارد پیشنهاددهنده روابط جنسی می‌باشد و با تنوع و کیفیت بسیار بالایی نیازهای جنسی آنها را تامین می‌کند و از طرف دیگر از بودن در کنار آنها احساس آرامش می‌کنند. ماحصل این گفته‌ها دقیقا تاییدی است در مورد دو نکته‌ای که در بالا ذکر کردیم.

متاسفانه به علت وجود یک نوع حجب و حیای افراطی زن‌ها تصور می‌کنند که همیشه باید شوهرشان به طرف آنها بیاید و درخواست روابط جنسی نماید. و این مسئله باعث می‌شود که مردها تصور کنند که همسرشان تمایلی به روابط جنسی با آنها ندارد و به اجبار و به حکم وظیفه به این کار تن در می‌دهند. موضوعی که رفته رفته از مقدار روابط جنسی و به دنبال آن میزان عشق و علاقه مرد به همسرش کم می‌کند و بسیاری از مردها آرزو دارند که حتی یک بار هم که شده همسر آنها به طرفشان بیاید و از آنها درخواست روابط جنسی نماید، در صورتی که هرگز به این آرزوی خود نمی‌رسند.

حال تصور کنید اگر یک دختر جوان و یا یک زن مطلقه به این نیاز آنها پاسخ بدهد، احتمال گرایش و تمایل آنها قطعا زیاد می‌باشد، در صورتی که اگر همسرشان این نیاز آنها را برآورده نماید، احتمال ارتکاب خطای آنها قطعا به نقطه صفر می‌رسد.

برچسب ها: اهمیت روابط جنسی در زندگی ,اهمیت روابط زناشویی ,زندگی آرام ,

نتایج جستجو در گوگل: اهمیت روابط زناشویی,  اهمیت روابط زناشویی در اسلام,  اهمیت روابط زناشویی در زندگی,  اهمیت روابط زناشویی برای مردان,  اهمیت لامسه در روابط زناشویی,  اهمیت بوسه در روابط زناشویی,  

5 دیدگاه ها

  1. سهيل گفت:

    سلام
    ۱۵ ساله از زندگی زناشویی من و همسرم میگذره.نیاز جنسی من در شرایط نرمال است و حداقل در هفته چهار بار رابطه داریم.تازگیا متوجه شدم که همسرم تمایل کمتری نسبت به من داره.با توجه به این مشکل روابط بینمون شدیدا دچار بحران هست و کم کم از میران علاقم به همسرم کاسته میشه.لطفأ راهنمای کنید راه حل چیه؟؟؟

  2. مشاور گفت:

    مشکل شما باید از دو بعد جسمی و روانی بررسی شود.که بعد جسمی شامل اختلال در سیستم هورمونی بدن فرد هست که این مشکل میتواند سردی در رابطه جنسی را به دنبال داشته باشد.و بعد روانی استفاده از داروهای روانی,اضطراب,و استرس میباشد
    بهتراست برای مراجعه به مشاور ,روانشناس,یا روانپزشک برای انجام یک سری تست های بالینی و روانشناسی اقدام کنید تا مشکل شما به طور کامل بررسی شود

  3. ناشناس گفت:

    به نظر شما رابطه جنسی چند درصد از ازدواج است؟

  4. مشاور گفت:

    پیش تر در مشاوره های سنتی گفته می شد رابطه جنسی ۲۰ تا ۲۵ درصد ازدواج است.واقعیت این است که برای قدیمی ها منظور از ازدواج تشکیل یک نهاد اجتماعی بود نه لزوما اغنای غریزه جنسی.در گذشته وقتی دو نفر ازدواج می کردند و خانواده تشکیل می دادند قصدشان این بود که سفره ای بیندازند و مهمانی بدهند و جمعی را دور خودشان جمع کنند و رابطه جنسی در راستای تولید مثل بود.در این میان تعداد کمی به بعد لذت رابطه جنسی توجه می کردند به ویژه خانم ها این توجه بسیار کم بود.خانم های زیادی در آن دوران هرگز در طول عمر خود به ارضایی جنسی نرسیدند و ناکام ، سرخورده و حتی از مسائل جنسی متنفر شدند.
    در حال حاضر خانواده لزوما یک نهاد اجتماعی و اقتصادی نیست و کار کردی پیدا کرده که افراد می خواهند در آن لذت ببرند به همین دلیل در این سیستم آدم هایی که خیلی درونگرا باشند یعنی به نحو بیمارگونه ای درون گرا و جداگزین باشند شاید بتوان گفت ۲۰ تا ۲۵ درصد ازدواج را در رابطه زناشویی می دانند ولی افراد طبیعی ۵۰ تا ۷۵ درصد ازدواج شان را مربوط به رابطه زناشویی می دانند.

  5. parisa گفت:

    سلام عزیزم خوبی مرسی از اون همه لطفی که به وبلاگم داشتی ولی من اعتراف میکنم وبلاگ شما خیلی سخته کار باهاش ۱۰دقیقه فقط دنبال اینکه کجا کامنت بزارم بودم ولی از حق نگذریم مطالبتون فوق العاده هستن
    موفق باشی خانم دکتر

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*